![]() |
![]() |
|
| به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات چشاتم تنهام گذاشتن |
|
گاهي خنده گاهي گريه آخه اين چه كاريه سرم از غم تو گريبون اين چه روزگاريه بعد تو اين دل رسوا به كسي دل نمي بنده ديگه از غصه رو لبها نمي شينه گل خنده گاهي خنده گاهي گريه آخه اين چه كاريه سرم از غم تو گريبون اين چه روزگاريه آسمون قلب عاشق افقش رنگ غروبه اون وفا و مهربوني اگه برگرده چه خوبه بي تودل هرشب وهرروز مثل يه مرغ اسيره بعد تو دل توي سينه دوست دارم تنها بميره
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 23:54 توسط نسترن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وقتي بارون چشات ميگه وقت رفتنه
وقت حكومت غمو ، حضور گريه منه سكوت گريه نگام ، هنوز به ياد شب عشقت تو قلب و دلم ،داغه و گرمه مث تب تو اين سكوت بي صدا ، بازم دلم از تو رميد خسته و دل شكسته ام ، خالي ام از عشق و اميد اين گريه هميشگي ، مونده تو شبهاي من تو اين روزهاي بي وفا ، عشق رو تو دادي ياد من اين قلب خسته و نگام ، آخر بي نشونيه ياد نگاه آخرت ، تا ته خط موندنيه صداي آخرين من ،تا تو نياي در نمي ياد تك تك لحظه هاي من ، فقط تو رو ازم مي خواد |
| نویسندگان |
|
نسترن امیر |
| پیوندها |
|
علی رضا اقا مصطفی نسیم جوون اقا کامی سارا جوون اقا حبیب علی اقا ساره جوون نسترن (خودمم) اقا مهرداد علی اقا محمد رضا |
|
RSS
|