![]() |
![]() |
|
| به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات چشاتم تنهام گذاشتن |
|
اگه بي هوا كسي وارد زندگيت شد بدون كار خدا بوده. اگه بي محابا دلها قبل از دستها به هم گره خورد بدون كار خدا بوده. اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي بدون تنها محرمت خدا بوده. حالا هم اگه دلت شكسته و بغض تنهايي خفت كرده شك نكن تنها مرحمت خداست كه از
سرتواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آورده. آخه ميدوني خدا خيلي تنهاست .قربونش برم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 17:59 توسط نسترن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وقتي بارون چشات ميگه وقت رفتنه
وقت حكومت غمو ، حضور گريه منه سكوت گريه نگام ، هنوز به ياد شب عشقت تو قلب و دلم ،داغه و گرمه مث تب تو اين سكوت بي صدا ، بازم دلم از تو رميد خسته و دل شكسته ام ، خالي ام از عشق و اميد اين گريه هميشگي ، مونده تو شبهاي من تو اين روزهاي بي وفا ، عشق رو تو دادي ياد من اين قلب خسته و نگام ، آخر بي نشونيه ياد نگاه آخرت ، تا ته خط موندنيه صداي آخرين من ،تا تو نياي در نمي ياد تك تك لحظه هاي من ، فقط تو رو ازم مي خواد |
| نویسندگان |
|
نسترن امیر |
| پیوندها |
|
علی رضا اقا مصطفی نسیم جوون اقا کامی سارا جوون اقا حبیب علی اقا ساره جوون نسترن (خودمم) اقا مهرداد علی اقا محمد رضا |
|
RSS
|