![]() |
![]() |
|
| به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات چشاتم تنهام گذاشتن |
|
السلام علیک یا ذبیح العطشان ..............
........... برای این روزها هیچی نمی شه گفت فقط می گم بابی انت و امی یا حسین |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 2:45 توسط امیر |
|
|
بادبان های قلبم شکسته و من تنها می ایستم در باد کاش کسی نداند دیگر تنهایم در اقیانوس آینده هیچکس خون به رگهایم نداد گفتند دوستت داریم اما هیچکس مرا نداد پاسخ آنگاه که فریاد زدم تنهایم....
حتی تو که می خوانی دردهای قلب فسرده ام کاش حرف هایت عطر و رنگ حقیقت داشت افسوس همه اسارت شاپرک بود هیچکس نفهمید مرگ قلبم را. ............... تقدیم به همه دوستانم هر کس که تصور میکند میشناسد مرا امیر
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 1:7 توسط امیر |
|
|
تـــاج از فـــرق فلـک بــــــــــــرداشتن تا ابـــد آن تـــــاج بــــرســـــــر داشتـن هـــــر نفس شهــــدی به ساغــر داشتـن روز در انــــواع نعمت هــا و نــــــــاز شب بتی چــون مـاه در بـــــر داشتن ملـــــک عـــــالــم را مسخــــر داشتـن بر تو ارزانی که مـــا را خوشتر است لــــذت يک لحضــــه مـــــــادر داشتن .....
..... درباره این روز چی باید نوشت؟ در باره انسانی با این مقام با این وسعت مهر و با این همه عشق... این روز به همه مادرها و زن های پاک دنیا و همینطور مادر عزیزتر از جونم و خواهر مهربانم خوب و به یاد ماندنی باشه و بمونه به امید اینکه همه ی مادرا عزیز باشن و تا ابد بمونن... امیر |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 0:0 توسط امیر |
|
|
......... هرکسی که می آید روزی نیز خواهد رفت... تویه زندگی هامون زیاد اتفاق افتاده امروز مینویسم تا فردا نگویند نبود اما کی میدونه که کی میادو کی میره؟ شاید گمانی شکسته در فردا شاید هم پیشبینیه همین امروز به هر حال دو رفته باز گشتند خوش به احوالشان آبجی دوست دارم اما هستم تا خوشبخت باشی چون آرزومه حاضر نیستم کوچکترین آسیبو ببینی چون تنها خواهرم تو دنیا به این بزرگی هستی هم به تو هم به علی تبریک میگم بدونید که دعای من همیشه با شماست دست در دست آسمان ستاره باشید داداشت امیر |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 0:0 توسط امیر |
|
|
........ خوب امروز عهد خودمو شکستم فقط به خاطر یک نفر یک نفر که همیشه طاقت آورد یک نفر که هیچ وقت خسته نشد یک نفر که هیچ وقت نشکست یک نفر که زیباترین آرزوهارو از خدا براش می خو ام میخوام امروزو روز تولد تنها خواهرم بهترین خواهر دنیارو بهش تبریک بگم آبجی جون تولدت مبارک ببخشید نتونستم سورپرایزت کنم آرزوم فقط همینه هرچی آرزوی خوب مال تو ۲۳ سالگیت مبارک اینم ۲۳ تا گل برای سالروز ۲۳ سالگیت
داداش کوچیکت امیر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 0:0 توسط امیر |
|
|
....... درد یه عاشق درد سری نیست آواز سردش خالی ز اشکش نیست تنها به دیوار تکیه ی غم نیست حرف رسیدن را معنی عمل نیست فریاد خشمش نیز از دست کس نیست بغض نگاهش را طوفانی از شک نیست حرف های رفتن معنی فراموش نیست دست های رقصان را معنی خداحافظ نیست اما بدون شک مرگ یکیشان مرگ دیگریست... امیر
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 1:11 توسط امیر |
|
|
خدایا هیچ کس را در حصار تنهایی تنها مگذار..... ........
......... در کنار نت ها آرام گرفتن نور ستارگان را با دست خاموشاندن ابر خاکستری را تاراندن ماه را از آسمان راندن تمام دانستن با تو بودن به ناگه به پا خاستن همه را به تاریکی خواندن و هیچکس را ندیدن لمس خاطرات کردن و در گذشته ها زیستن این است روزگارم این است دغل خواندنم و در اشک های سرریز می گویم از خدا بپرس دروغ می گویم؟ امیر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 8:6 توسط امیر |
|
|
...... نیست آسان که در این ورطه ی عشق دست های من و تو گرم زیکدیگر شود پرده ی نقره ای چهره ی تو پر از نقطه ی براق تلالو نشود بغض آشفته ی دل های چو فرهاد پر از تکرار شیرین نشود زنگ تکرار ساعت های شماطه زنگ تفریح اشکی نشود بغض هامان نشود پر از خون جگر دردهای دلمان تا به ابد بغض گلومان نشود اما شکسته از سنگ جدایی می شوم تا نگاهت سوی دل های شکسته نشود پر از حسرت دوران گذشته می شوم تا که عمرت به تنزل طی نشود پر از بخت شود زندگیت شب تو پر تنهایی غم ها نشود امیر
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 0:36 توسط امیر |
|
|
.......... بوی سرد لیمو نفس تنگ ققفس درب سنگین لب و باد پر وهم و خیال. چه نفس گیر است یاد چه دلم بی رنگ است. گام هایم آرام پر از میل قدم سر من اما باز سوی خاک پی گیر است. قدمم پر تکرار و فرار چشمان که پی عقربه ی ثانیه ها پر از تکرار است. با خودم می گویم: خاطره هایم ماندست وین زمان است که ما را بردست!!!
امیر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 19:30 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وقتي بارون چشات ميگه وقت رفتنه
وقت حكومت غمو ، حضور گريه منه سكوت گريه نگام ، هنوز به ياد شب عشقت تو قلب و دلم ،داغه و گرمه مث تب تو اين سكوت بي صدا ، بازم دلم از تو رميد خسته و دل شكسته ام ، خالي ام از عشق و اميد اين گريه هميشگي ، مونده تو شبهاي من تو اين روزهاي بي وفا ، عشق رو تو دادي ياد من اين قلب خسته و نگام ، آخر بي نشونيه ياد نگاه آخرت ، تا ته خط موندنيه صداي آخرين من ،تا تو نياي در نمي ياد تك تك لحظه هاي من ، فقط تو رو ازم مي خواد |
| نویسندگان |
|
نسترن امیر |
| پیوندها |
|
علی رضا اقا مصطفی نسیم جوون اقا کامی سارا جوون اقا حبیب علی اقا ساره جوون نسترن (خودمم) اقا مهرداد علی اقا محمد رضا |
|
RSS
|