![]() |
![]() |
|
| به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات چشاتم تنهام گذاشتن |
|
....... درد یه عاشق درد سری نیست آواز سردش خالی ز اشکش نیست تنها به دیوار تکیه ی غم نیست حرف رسیدن را معنی عمل نیست فریاد خشمش نیز از دست کس نیست بغض نگاهش را طوفانی از شک نیست حرف های رفتن معنی فراموش نیست دست های رقصان را معنی خداحافظ نیست اما بدون شک مرگ یکیشان مرگ دیگریست... امیر
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 1:11 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وقتي بارون چشات ميگه وقت رفتنه
وقت حكومت غمو ، حضور گريه منه سكوت گريه نگام ، هنوز به ياد شب عشقت تو قلب و دلم ،داغه و گرمه مث تب تو اين سكوت بي صدا ، بازم دلم از تو رميد خسته و دل شكسته ام ، خالي ام از عشق و اميد اين گريه هميشگي ، مونده تو شبهاي من تو اين روزهاي بي وفا ، عشق رو تو دادي ياد من اين قلب خسته و نگام ، آخر بي نشونيه ياد نگاه آخرت ، تا ته خط موندنيه صداي آخرين من ،تا تو نياي در نمي ياد تك تك لحظه هاي من ، فقط تو رو ازم مي خواد |
| نویسندگان |
|
نسترن امیر |
| پیوندها |
|
علی رضا اقا مصطفی نسیم جوون اقا کامی سارا جوون اقا حبیب علی اقا ساره جوون نسترن (خودمم) اقا مهرداد علی اقا محمد رضا |
|
RSS
|